جدول زمان بندی دروس ششم ابتدایی

جدول زمان بندی دروس ششم ابتدایی

 

قرآن

هدیه های آسمان

فارسی

ریاضی

علوم

مطالعات اجتماعی

کار و فناوری

تفکر و پژوهش

مهر

درس 1 و2

درس 1 تا 3

درس 1 تا 3

1-25

درس 1 و2 نیمی از3

درس 1 تا 4

درس 1 تا 4

درس 1 تا 4

آبان

درس 3 و4

درس 4 تا 6

درس 4 تا 6

26-55

ادامه3   درس 4 و 5

درس 5 تا 8

درس 5 تا 8

درس 5 تا 8

آذر

درس 5 و 6

درس 7 تا 9

درس 7 تا 9

56-85

درس 6 و 7

درس 9 تا 12

درس 9 تا 12

درس 9 تا 12

دی

درس 7 و 8

درس 10 و 11

درس 10 و 11

86-98

درس 8

درس 13 و 15

درس 13 و 16

درس 13 و 16

بهمن

درس 9 و 10

درس 12 تا 14

درس 12 تا 14

99-126

درس 9 و 10

درس 16 تا 18

پودمان کار

درس 17 تا 20

اسفند

درس 11 و 12

درس 15 تا 16

درس 15 تا 16

127-141

درس11و12

درس 19 و 20

پودمان کار و پروژه طراحی

درس 21 و 22

فروردین

درس 13

درس 17

درس 17

142-152

درس 1َ3

درس 21 و22

پروژه طراحی و ساخت

درس 23 و 24

اردیبهشت

درس 14

-

-

153-160

درس 14

درس 23 و 24

پروژه طراحی و ساخت

درس 25 تا آخر

 

پاورپوینت

پاورپوینت تصمیم گیری

نمونه سئوالات

 

ریاضی فصل اول

 

علوم

 

فارسی

 

فارسی

 

مطالعات

مطالعات

 

هدیه ها

شکرانه ی نعمت جمال

شكرانه‌ي نعمت جمال

 

 

اگر زيبايي و جمال، نعمت خداست، شكرانه‌ي آن هم عفاف و پاك‌دامني است.

كساني كه به خاطر زيبايي رخسار و دلفريبي اندام به گناه مي‌افتند، يا ديگران را به گناه مي‌اندازند، حق اين نعمت را ادا نكرده‌اند.

جمال، هرگز مجوز ارتكاب گناه و افتادن به دام و دامن آلودگي و افكندن ديگران به باتلاق فساد نمي‌شود.

روزي از اين نعمت سؤال خواهد شد و حسرت براي آنان است كه از اين راه به دوزخ بروند.

گل وغنچه

گل با ناز و عشوه رو به غنچه کرد و با حالت تمسخر گفت: “تو خسته نمی شوی این همه دور خودت را پوشانده ای و گلبرگ های زیبایت را مخفی نموده ای چرا مثل من اجازه نمی دهی دیگران از زیباییت استفاده کنند و با بو کردنت زیبایی زندگی را بیشتر احساس کنند”.

غنچه با حُجب و حیا نگاهی به گل انداخت و خیلی آرام گفت:

“در اینکه اگر گلبرگهایم را باز کنم زیباتر می شوم حرفی نیست اما ترس من اینست که با این کار به زندگیم؛ پایان دهم و دیگر لذت بودن در این باغ زیبا را از دست بدهم.”

گل که دیگر تمام گلبرگهایش را نمایان کرده بود خنده بلندی زد و گفت:”ترس ندارد، مگر تا حالا برای من که این همه زیبا شده ام اتفاقی افتاده !؟”

غنچه که با نگاهش دنبال باغبان می گشت روبه گل کرد و ادامه داد: “گل عزیز، خودت هم می دانی که باغبان پیر، خیلی برای زیبائیهایت زحمت کشیده است و اگر این طور ادامه دهی توسط جوانان هزره چیده می شوی و حسرت و آه را به دل باغبان می گذاری. پس بهتر است کمی پوشیده تر باشی تا هم از لذت در باغ بودن بهره ببری و هم از گزند دیگران در امان باشی.”

گل که از حرف های غنجه هیچ درسی نگرفته بود با بی اعتنایی پُشتش را به غنچه کرد و با دست گلبرگهایش را زینت داد که یک دفعه جوانی از دور پیدا شد. گل به محض دیدن جوان، برای اینکه بیشتر جلوه کند گلبرگ هایش را به دوروبر ساقه آویزان کرد جوان کنار باغچه نشست، گل که منتظر محبت و نوازش جوان بود غافل گیر شد و با صدای بلندی غنچه را از قطع شدن ساقه اش خبر داد. اما دیگر کاری از دست غنچه بر نمی آمد .گل با ساقه ای کوچک در دست جوان بود و غنچه هر لحظه دور شدنش را نظاره می کرد. فردا صبح وقتی غنچه از خواب بیدار شد با صحنه ای مواجه شد که غم عالم را به دلش نشاند.او با کمال تعجب دید که گل پژمرده کنار همان باغچه افتاده و دیگر رَمقی برای زندگی ندارد و هیچکس هم نگاهش نمی کند.

کم شدن

استاد در حال صحبت بود و می‌گفت: «بچه‌ها چه موقع از انسان، چیزی کم می‌شود؟»

یکی گفت: «وقتی مثلاً رژیم بگیرد وزنش کم می‌شود.»

دیگری گفت: «وقتی مثلاً پولش را گم کند» آن دیگری گفت: «وقتی ...»

و استاد گفت: «آیا فقط در مادیات است که از انسان چیزی کم می‌شود؟» بچه‌ها ساکت ماندند و به فکر فرو رفتند.

استاد: «مثلاً آیا اگر رفتاری ناشایست و خلاف اجتماعی از ما سربزند آبرویمان کم نمی‌شود؟ اگر یکی از رازهای مهم خود را با نااهل مطرح نماییم چیزی از ما کم نمی‌شود؟ اگر دروغ بگوییم؛ اگر حسادت و کبر بورزیم؛ فخر فروشی کنیم؛ خود‌ستایی کنیم؛ اگر .. .

آیا به نظر شما در این حالات چیزی از انسان کم نمی‌شود؟» زمزمه‌ای عمومی شکل گرفت و تقریباً همه‌ی بچه‌ها با کلام یا علامت سر به نشانه‌ی تایید با استاد همراه شدند و اینجا بود که استاد گفت: «عزیزان! آن دخترخانمی که با ظاهری بد و با حجابی ناقص در خیابان ظاهر می‌شود و خود را در معرض نگاه‌های مسموم و هوس‌آلود قرار می‌دهد نیز در حال کم‌شدن است؛ کم‌شدنِ وقار و سنگینی، کم‌شدن عفت و پاک‌دامنی و از همه مهمتر، کم‌شدن اعتبار در نزد حضرت حق‌تعالی و ... .

 پس چرا گاه می‌گوییم: «مگه با نگاه مردم چه چیزی از ما کم می‌شود؟».

یادمان باشد:

«کم شدن» فقط کاسته شدن از وزن یا ثروتِ انسان نیست.

عفیف بمان بانو

عفیف بمان بانــو

در را ببند

بگذار در بزنند

بگذار بگویند مهمــان نواز نیستــی..!

بگذار بگويند......

اینگونـه هر کسـی حریم دلت را لمس نمی کند

#################################

یک نگاه به نامحرم میتواند سالها عبادتت را بسوزاند

و یک نگاه نکردن میتواند برتر از سالها عبادت باشد

فقط یک نگاه را برگردان!

چشمت را ببند!

با خدا معامله کن!

چکهای خدا سر وقت پاس میشود

##########################

 

پایان مهلت

 

می گفتːحالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،

 

خوش باشم،از همه خوشگل ترباشم
همه فقط به من نگاه کنن،
دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور

 

بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد.
خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم،روسری سر می کنم.
حالا کووو تا اون موقع!
خييیلی وقت دارم......
بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،
بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.
حجاب فرضیه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد.

**********************************

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....

 

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

 

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...

 

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

 

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...

 

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

 

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...

 

من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

 

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...

 

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...

 

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند...

 

من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم واشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...

 

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...

 

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...

 

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم

#################################

کسی که خود را ارزان می فروشد بهای غیرت را نمی داند.

 

بعضی خانمها میگن ما واسه دل خودمون آرایش میکنیم !!!

  خوب نمیشه تو خونه واسه دل خودتون آرایش کنید و تو

 خیابون و   کوچه پا رو دلتون بذارید؟؟؟؟

مواظب پیامدهای کارامون باشیم

بعضی مواقع ما قصد بدی نداریم اما کارمون

 آسیبهای غیر قابل باوری به همراه خواهد داشت

#################

 

بابا دلت پاک باشد. دل پاک باشد ، کافی است!

 

 

 

 

نکته :

 

آن کسی که تو را خلق کرده است،

 

 اگر فقط  دل پاک کافی بود، فقط می‌گفت:

 

«آمنوا» اینکه کنار «آمنوا» گفته:

 

«آمَنُوا وَ عَمِلُوالصَّالِحات»،

 

یعنی هم دلت پاک باشد،هم کارت

###################

هر چه بیشتر به شاخ و برگ گل نظاره می کرد،

بیشتر محو زیبایی اش می شد...

دستش را دراز کرد تا در اختیار بگیرد...

ولی خارها مزه درد را به او چشاندند تا دریابد..

اگر حفاظی برای گل نبود، چنین با طراوت و زیبا نمی ماند.

#######################

ده نکته طلایی برای زیبایی یک خانم 

برای داشتن لب های جذاب، کلام محبت آمیز به زبان آورید

 

 

برای داشتن چشمان زیبا، به زیبایی های مردم و خوبیهای آنها توجه کنید

 

 

برای خوش اندام ماندن، غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید

 

 

برای داشتن موهای زیبا، آن را از دید نامحرم بپوشانید

 

 

برای داشتن فرم مناسب در حالی راه بروید که میدانید هرگز تنها نیستید

 

 

انسانها بیشتر از اشیا، احتیاج به تعمیر، نو شدن، احیا شدن مرمت

شدن و رهاشدن دارند هیچ وقت هیچ کدام را دور نریزید

به خاطر داشته باشید هرگاه به دست یاری نیاز داشتید همیشه

یکی در انتهای دستان خودتان پیدا میکنید

همین طور که سنتان بالا میرود شما متوجه میشوید که

2 دست دارید یکی برای کمک به خودتان و یکی برای یاری دیگران

زیبایی یک زن به لباسهایی که میپوشد به صورتش و به مدل مویش

بستگی ندارد، زیبایی یک زن در وقار و متانت اوست

زیبایی یک زن در آرایشش نیست بلکه در زیبایی واقعی روحش است،

مهم این است که او مشتاقانه عشقش را نثار میکند برای همسفرزندگیش

آری زن گوهریست در صدف که هر چه دست نایافتنی تر باشد قیمتی تر است

########################

گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادرپوشیدم؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!

گفت: نچ!

گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!

گفت: نچ!

گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه

چادر  بپوشی بیشتر دوستت دارم!!

گفت: اره تقریبا نزدیک شدی!

گفتم: آها!دیدی گفتم همه‌ی قصه‌هابه ازدواج ختم می‌شوند؟دیدی!

گفت: برو بابا… دور شدی باز!

گفتم: خب خودت بگو اصلاً

گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “زهرا س” ست،

خواستم کمی شبیه “زهرا س ” باشم تا بیشتر دوستم داشته باشد...!    

################################

 علف هرز اگه قدر خودشو بیشتر میدونست و

 هرجــــایی سبـــز نمی شد,

   مطمئنا با ارزش بود.!!
##################################
حجاب همان چادری بود که پشت در خانه سوخت،ولی از سر فاطمه(س) نیفتاد...

والسلام ...

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

گرگ‌ها همیشه زوزه نمی‌كشند ...
گاهی هم می‌گویند :
دوستت دارم ...
و زودتر از آنكه بفهمی بره‌ای ...
می‌درند خاطراتت را ...
و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته ... !

 

 

 

 

 

شرایط ادامه تحصیل فرهنگیان

اداره كل آموزش وپرورش استان كرمان.........
   180/122352/25 مورخ 1392/6/17

 

باسلام واحترام ؛ عطف به نامه شماره6051/19041/3800 مورخ 14/5/1392 به استحضارمي رساند هدف ازارائه فرم معلم به فرهنگيان، هدايت داوطلبان براي ادامه تحصيل دررشته هاي مرتبط وموردنيازمي باشدكه طبق ضوابط اعلام شده درآزمون هاي ورودي دانشگاهها ، داوطلبان مكلفند موافقت بدون قيد وشرط محل خدمت خودرا ارائه نمايند . اخذ موافقت براي انتخاب رشته ، تكليف داوطلب است . اختيارات اداره كل يا محل خدمت براي ارائه موافقت محدود به زمان خاص نيست ليكن  توصيه مي شود ، حتي الامكان درراستاي تحقق اهداف تعيين شده براي هدايت فرهنگيان به رشته هاي مرتبط وموردنياز، نسبت به ارائه فرم معلم قبل از انتخاب رشته اقدام نمايند .

باعنايت به نياز شديد دردوره دبستان ، هرگونه موافقت با رشته هايي كه اعمال مدرك آن توسط كارگزيني مستلزم تغيير مقطع يا تغيير رشته شغلي باشد ، بايد بررسي هاي لازم بادقت ومحدوديت بيشتري صورت گيرد، بنابراين بهتر است كليه امور مربوط به صدور موافقت ها به مناطق وشهرستان ها تفويض اختيار شده و وظايف نظارتي را اعمال نمايند . درمواردي كه موافقت با ادامه تحصيل دررشته اي منجر به تغيير مقطع ازابتدايي به ساير مقاطع مي گردد ، حسب نياز شهرستانها ومناطق ودرنظر گرفتن ساير مقررات  بهتراست همچنان بانظر اداره كل بررسي وتصميم گيري نمايند .

تبریک

http://qwerty1340.persiangig.com/image/e1cacfb27da2.jpg

اوّل مهر، آغاز مهرباني و مهرورزي، بر شما دانش آموزان مبارك باد.

آغاز مهر و طنین دوباره ی زنگ مدرسه و نسیم خوش تعلیم‌ و تربیت بر همه ی دانش‌آموزان و معلمان  پرتلاش ، مهربان و مهرپرور مبارک باد .

اول مهر شروع بهار تعلیم و تربیت مبارک باد.

آغاز ماه مهر، ماه شکوفایی علم و دانش مبارک باد.

آغاز فصل رويش بر جوانه های اميد مبارك باد

ادامه نوشته